X
تبلیغات
رایتل

میثاق تنهــا

_____________________________ هیچ وقت،هیچ چیزی،اونطور که خودت میخوای پیش نمیره...

داستان کوچولو - بهلول و معلم



روزی بهلول داشت از کوچه ای می گذشت شنید که استادی به شاگردهایش می گوید :

من در سه مورد با امام صادق(ع) مخالفم.


یک اینکه می گوید : خدا دیده نمی شود . پس اگر دیده نمی شود وجود هم ندارد. 

دوم می گوید : خدا شیطان را در آتش جهنم می سوزاند در حالی که شیطان خود از جنس آتش است و آتش تاثیری در او ندارد. 

سوم هم می گوید : انسان کارهایش را از روی اختیار انجام می دهد در حالی که چنین نیست و از روی اجبار انجام می دهد. 


بهلول که شنید فورا کلوخی دست گرفت و به طرف او پرتاب کرد. 


اتفاقا کلوخ به وسط پیشانی استاد خورد.

استاد و شاگردان در پی او افتادند و او را به نزد خلیفه آوردند.


خلیفه گفت : ماجرا چیست؟

استاد گفت : داشتم به دانش آموزان درس می دادم که بهلول با کلوخ به سرم زد. و الان درد می کند.

بهلول پرسید : آیا تو درد را می بینی؟

گفت : نه

بهلول گفت : پس دردی وجود ندارد.

ثانیا مگر تو از جنس خاک نیستی و این کلوخ هم از جنس خاک پس در تو تاثیری ندارد.

ثالثا مگر نمی گویی انسانها از خود اختیار ندارند ؟ پس من مجبور بودم و سزاوار مجازات نیستم.


استاد اینها را شنید و خجل شد و از جای برخاست و رفت!!! 


از "ندای سحر"



برچسب‌ها: داستان کوچولو، بهلول
تاریخ ارسال: شنبه 11 خرداد 1392 ساعت 11:04 | نویسنده: میثاق | چاپ مطلب
نظرات (9)
شنبه 11 خرداد 1392 11:19
فریبا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
بهلوله دیگه از این کارا زیاد داره
پاسخ:
شنبه 11 خرداد 1392 12:12
لاله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی قشنگ بود میثاق جان خیلیخیلی قشنگ بود عزیزم من این متن ها رو خیلی دوست دارم
پاسخ:
بله بله

منم خیلی خوشم میاد
شنبه 11 خرداد 1392 12:13
نیروانا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
چه جالب
پاسخ:
جواب دندان شکن داد بهش
شنبه 11 خرداد 1392 13:41
باران پاییزی
امتیاز: 0 0
لینک نظر
از قدیم گفتن جواب ابلهان خاموشیه جواب خران هم در گوشی (البته شرمندم )
پاسخ:
یکشنبه 12 خرداد 1392 00:18
فاطمه
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احسنت به جناب بهلول
پاسخ:
بله احسنت
ممنون از شما که این مطلب رو از وب شما کپی کردم
یکشنبه 12 خرداد 1392 01:50
asma
امتیاز: 0 0
لینک نظر
u ham link shodin
ey val b famile khodam
پاسخ:
ممنون
فامیلتون؟! بهلول؟
دوشنبه 13 خرداد 1392 14:48
دختر آسمان!
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خوب جوابی بهش داده اما جوابش یکم خشن بوده..نه؟

دوست ندارم منو با زدن، از اشتباهاتم آگاه کنن :S020:]
منطق........
اما ظاهرا باید بهلول از روشای عملی استفاده می کرده...

خیلی قشنگ بود.
پاسخ:
خوب دیگه اینجا چاره ی دیگری نداشت، باید عملی عمل میکرد

خواهش...
سه‌شنبه 14 خرداد 1392 00:31
سارا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خیلی باحال بود ... مرسی
مخصوصا عکسه خیلی خوشمله

در کل ممنون زیبا بود
پاسخ:
چشات خوشگل میبینه
ممنون از نظرت
پنج‌شنبه 16 خرداد 1392 17:15
حسین
امتیاز: 0 0
لینک نظر
احسنت
خیلی جالب بود
پاسخ:

ممنون
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پیچک