X
تبلیغات
رایتل

میثاق تنهــا

_____________________________ هیچ وقت،هیچ چیزی،اونطور که خودت میخوای پیش نمیره...

ملا و قرآن



زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. 

گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد. 
زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. 
ملا از توی یکی از اتاق ها با صدای بلند گفت: قرآن را بیاور! 
گربه تا این را شنید مرغ را انداخت و فرار کرد. 
گربه های دیگر دورش جمع شدند و با افسوس پرسیدند: تو که این همه راه مرغ را آوردی چرا آنرا انداختی؟
گربه گفت: مگر نشنیدید گفت قرآن را بیاور؟ 
گربه ها گفتند قرآن کتاب آسمانی آنهاست به ما گربه ها چه ربطی دارد؟ 
گربه گفت اشتباه شما همین جاست! ملا می خواست آیه ای پیدا کند و بگوید از این به بعد گوشت گربه حلال است و نسل مان را از روی زمین بردارد!

برچسب‌ها: خنده بازار، ملا، قرآن
تاریخ ارسال: چهارشنبه 6 فروردین 1393 ساعت 09:00 | نویسنده: میثاق | چاپ مطلب
نظرات (5)
چهارشنبه 6 فروردین 1393 16:27
سما
امتیاز: 0 1
لینک نظر
این دیگه چی بود!
پاسخ:
واقعیت!
چهارشنبه 6 فروردین 1393 17:43
نیروانا
امتیاز: 0 0
لینک نظر
خخخخخخخخخخخ چه باحال
پاسخ:
هاهاها...
چهارشنبه 6 فروردین 1393 19:34
لاله
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
یکشنبه 10 فروردین 1393 15:08
یک ذهن پریشان
امتیاز: 0 0
لینک نظر
پاسخ:
جمعه 15 فروردین 1393 23:35
سام
امتیاز: 0 0
لینک نظر
آورین
پاسخ:
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد

پیچک